Skip to main content
چاپ






کاردکس، کنترل موجودی و طبقه‌بندی هزینه‌ها | آموزش گام به گام


📘 کاردکس، کنترل موجودی و طبقه‌بندی هزینه‌ها

در فصل قبل یاد گرفتیم مواد را چطور خریداری کنیم و در دفاتر ثبت کنیم. حالا نوبت به مدیریت دقیق موجودی و تشخیص هزینه‌های تولید رسیده است. در این فصل با زبانی ساده و پر از مثال، این موضوعات را می‌آموزیم:

  • ✅ کاردکس مواد (کارت انبار و کارت حساب مواد) – چطور ورود و خروج هر ماده را قدم به قدم ثبت کنیم؟
  • ✅ دفتر معین مواد و حساب کنترل – رابطه این دو با هم چیست و چطور یکدیگر را کنترل می‌کنند؟
  • ✅ محاسبات کلیدی انبار: حد تجدید سفارش، حداقل موجودی، حداکثر موجودی و باصرفه‌ترین مقدار سفارش (EOQ)
  • ✅ گردش موجودی و دوره گردش – یعنی چه و چطور محاسبه می‌شود؟
  • ✅ طبقه‌بندی هزینه‌ها: هزینه ثابت، متغیر، مختلط، بهای اولیه و هزینه تبدیل
  • ✅ دوایر تولیدی و خدماتی (مراکز هزینه) – کدام بخش‌های کارخانه مستقیماً تولید می‌کنند و کدام پشتیبانی؟
  • ✅ برگ درخواست مواد و حواله انبار – چطور مواد از انبار به تولید می‌رود؟
  • ✅ روش‌های قیمت‌گذاری موجودی: FIFO و میانگین موزون متحرک (به همراه مثال‌های عددی)

هدف این است که بعد از خواندن این فصل، شما نه تنها اصطلاحات را بلد باشید، بلکه بتوانید به راحتی کاردکس یک شرکت را پر کنید، هزینه‌های تولید را تشخیص دهید و سفارش خرید را در زمان مناسب ثبت کنید. پس با دقت و حوصله جلو بروید.



۱. کاردکس مواد، دفتر معین و حساب کنترل (چرا و چگونه؟)

فرض کنید یک انبار پر از هزاران قلم کالا دارید. اگر بخواهید برای هر کالا به‌طور جداگانه بدانید «چقدر خریدیم، چقدر مصرف کردیم، الان چقدر داریم و با چه قیمتی»، به یک سیستم دقیق نیاز دارید. این سیستم در حسابداری «کاردکس» نام دارد.

کاردکس چیست؟

کاردکس (Stock Card) یک کارت یا برگه است که برای هر نوع ماده (مثلاً «مواد الف» یا «روغن موتور») به‌طور جداگانه نگهداری می‌شود. در این کارت، تاریخ، شماره رسید (وقتی کالا وارد می‌شود)، تعداد و نرخ خرید، و همچنین شماره حواله (وقتی کالا از انبار خارج می‌شود) ثبت می‌گردد. دو نوع کاردکس داریم:

  • کارت انبار (مقداری): فقط تعداد را نشان می‌دهد. انباردار آن را پر می‌کند و مدرک حسابداری نیست.
  • کارت حساب مواد (کاردکس ریالی): علاوه بر تعداد، نرخ و مبلغ کل را هم ثبت می‌کند. حسابداری آن را نگهداری می‌کند و بهای تمام شده موجودی را مشخص می‌نماید.
📌 مثال ساده: یک کارخانه تولید کفش، مواد «چرم طبیعی» را خریداری می‌کند. در کارت حساب مواد چرم، هر بار خرید (تعداد، نرخ هر متر، مبلغ کل) در ستون «وارده» ثبت می‌شود. هر بار که به خط تولید چرم می‌دهند، در ستون «صادره» ثبت می‌شود. همیشه می‌توان دید چه مقدار چرم با چه بهایی در انبار هست.

دفتر معین مواد چیست؟

دفتر معین مواد (Subsidiary Ledger) مجموعه‌ای از حساب‌های جداگانه برای هر نوع ماده است. در واقع هر کاردکس ریالی معادل یک حساب در دفتر معین است. زمانی که ما مواد می‌خریم، در سند حسابداری علاوه بر بدهکار کردن «کنترل موجودی مواد»، به طور جداگانه هر ماده را در حساب معین خودش بدهکار می‌کنیم.

به عبارت دیگر، حساب کنترل موجودی مواد در دفتر کل، مجموع همه حساب‌های معین مواد است. این دو باید همیشه با هم برابر باشند. اگر اختلافی باشد، یعنی اشتباه در ثبت وجود دارد.

مثال کامل از شرکت ایلام (بدون مالیات برای سادگی)

شرکت ایلام در مهر ۱۳۹۶ سه خرید انجام داد (همه نقد و بدون مالیات):

  • ۷/۱: ۴۰۰ کیلو مواد الف @ ۵۰۰ ریال + ۵۰۰ کیلو مواد ب @ ۶۰۰ ریال (رسید ۷۰۱)
  • ۷/۱۲: ۳۰۰ کیلو مواد الف @ ۶۰۰ ریال + ۲۰۰ کیلو مواد ب @ ۷۰۰ ریال (رسید ۷۰۲)
  • ۷/۱۴: ۱۰۰ کیلو مواد الف @ ۶۵۰ ریال (رسید ۷۰۳)

حالا ببینیم در سند حسابداری، کاردکس، دفتر معین و حساب کنترل چه رخ می‌دهد.

سند حسابداری خرید اول (۷/۱)

۵۰۰,۰۰۰
۲۰۰,۰۰۰
۳۰۰,۰۰۰
۵۰۰,۰۰۰
خرید ۴۰۰ کیلو الف (۲۰۰,۰۰۰) و ۵۰۰ کیلو ب (۳۰۰,۰۰۰)

کاردکس مواد الف (روش FIFO)

تاریخ شرح ورودی (مقدار×نرخ) خروج موجودی (مقدار×نرخ)
۷/۱ خرید ۴۰۰×۵۰۰=۲۰۰,۰۰۰ ۴۰۰ @ ۵۰۰ (۲۰۰,۰۰۰)
۷/۱۲ خرید ۳۰۰×۶۰۰=۱۸۰,۰۰۰ ۴۰۰@۵۰۰ , ۳۰۰@۶۰۰ (۳۸۰,۰۰۰)
۷/۱۴ خرید ۱۰۰×۶۵۰=۶۵,۰۰۰ ۴۰۰@۵۰۰ , ۳۰۰@۶۰۰ , ۱۰۰@۶۵۰ (۴۴۵,۰۰۰)

همانطور که می‌بینید موجودی نهایی مواد الف = ۴۴۵,۰۰۰ ریال.

دفتر معین مواد الف (در دفتر معین)

یک حساب مستقل به نام «مواد الف» باز می‌شود. در تاریخ ۷/۱ بدهکار ۲۰۰,۰۰۰، ۷/۱۲ بدهکار ۱۸۰,۰۰۰، ۷/۱۴ بدهکار ۶۵,۰۰۰. مانده = ۴۴۵,۰۰۰ ریال که دقیقاً با مانده کاردکس مواد الف برابر است.

حساب کنترل موجودی مواد (در دفتر کل)

این حساب جمع بدهکارهای سندهای حسابداری را نشان می‌دهد: ۵۰۰,۰۰۰ + ۳۲۰,۰۰۰ + ۶۵,۰۰۰ = ۸۸۵,۰۰۰ ریال. از طرف دیگر جمع مانده حساب‌های معین (۴۴۵,۰۰۰ الف + ۴۴۰,۰۰۰ ب) نیز ۸۸۵,۰۰۰ است. پس کنترل برقرار است.

💡 نکته مهم: هر بار که مواد خریداری می‌شود، در کاردکس و حساب معین همان ماده، مبلغ خرید ثبت می‌شود. حساب کنترل فقط جمع کل را نشان می‌دهد. اگر در کاردکس اشتباه کنیم، این دو با هم همخوانی ندارند و می‌فهمیم خطا رخ داده است.



۲. مدیریت موجودی: چه زمانی و چقدر سفارش بدهیم؟

یکی از چالش‌های انبار، تصمیم‌گیری برای زمان و مقدار سفارش است. اگر دیر سفارش دهیم، تولید متوقف می‌شود. اگر زود یا بیش از حد سفارش دهیم، سرمایه در انبار راکد می‌ماند و ممکن است مواد فاسد شوند. به همین دلیل از چهار شاخص کلیدی استفاده می‌کنیم:

الف) حد تجدید سفارش (Reorder Point)

یعنی چه؟ سطحی از موجودی که به محض رسیدن به آن، باید بلافاصله سفارش خرید جدید ثبت کنیم. این مقدار از حداکثر مصرف روزانه در طولانی‌ترین مدت ممکن برای رسیدن سفارش محاسبه می‌شود.

فرمول: حداکثر مصرف روزانه × حداکثر مدت وصول مواد (روز)

📊 مثال: فرض کنید در کارخانه کاشی، حداکثر مصرف مواد لعاب در روز ۲۰۰ کیلو است و حداکثر زمانی که از ثبت سفارش تا رسیدن جنس طول می‌کشد ۳۰ روز است. حد تجدید سفارش = ۲۰۰ × ۳۰ = ۶,۰۰۰ کیلو.
یعنی وقتی موجودی لعاب به ۶,۰۰۰ کیلو رسید، باید سفارش جدید بدهیم. حتی اگر مصرف بیشتر شود و سفارش دیر برسد، تا رسیدن جواب، موجودی به صفر نمی‌رسد.

ب) حداقل موجودی (Safety Stock)

مقدار اطمینانی که هیچ وقت نباید موجودی از آن کمتر شود. در واقع یک ذخیره برای روزهای پر مصرف یا تأخیر در تحویل.

فرمول: حد تجدید سفارش – (متوسط مصرف روزانه × متوسط مدت وصول)

در مثال بالا: متوسط مصرف = (حداقل مصرف ۱۶۰ + حداکثر ۲۰۰)/۲ = ۱۸۰ کیلو. متوسط مدت وصول = (۲۰+۳۰)/۲ = ۲۵ روز. حداقل موجودی = ۶,۰۰۰ – (۱۸۰×۲۵) = ۶,۰۰۰ – ۴,۵۰۰ = ۱,۵۰۰ کیلو.

ج) باصرفه‌ترین مقدار سفارش (EOQ)

مقداری که مجموع هزینه‌های سفارش‌دهی و هزینه‌های نگهداری موجودی را به حداقل برساند. اگر تعداد دفعات سفارش زیاد باشد، هزینه سفارش (پرسنل خرید، حمل و …) بالا می‌رود. اگر هر بار مقدار زیادی سفارش دهیم، هزینه نگهداری (انبار، بیمه، فساد) زیاد می‌شود. EOQ نقطه تعادل است.

فرمول EOQ: √(2 × نیاز سالانه × هزینه هر بار سفارش) / (درصد هزینه نگهداری × قیمت هر واحد)

📊 مثال: نیاز سالانه ۳۶,۰۰۰ واحد، هزینه هر بار سفارش ۶۰,۰۰۰ ریال، قیمت هر واحد ۱۵۰ ریال، درصد هزینه نگهداری ۸% (۰.۰۸).
EOQ = √(2 × ۳۶,۰۰۰ × ۶۰,۰۰۰) / (۰.۰۸ × ۱۵۰) = √(۴,۳۲۰,۰۰۰,۰۰۰ / ۱۲) = √۳۶۰,۰۰۰,۰۰۰ ≈ ۱۸,۹۷۳ واحد.
یعنی هر بار حدود ۱۹ هزار واحد سفارش دهیم تا هزینه‌ها کمترین شود.

د) حداکثر موجودی

سقف مجاز موجودی که اگر از آن بیشتر شود، سرمایه زیادی در انبار می‌بندد.

فرمول: حد تجدید سفارش + EOQ – (حداقل مصرف روزانه × حداقل مدت وصول)

در مثال همان ماده: حداکثر موجودی = ۶,۰۰۰ + ۱۸,۹۷۳ – (۱۶۰×۲۰) = ۲۴,۹۷۳ – ۳,۲۰۰ = ۲۱,۷۷۳ واحد.

مدیر انبار با دانستن این اعداد می‌تواند برگ سفارش خرید را به‌درستی تکمیل کند و جلوی ضرر را بگیرد.

۳. گردش موجودی و دوره گردش (چقدر سریع مواد مصرف می‌شوند؟)

دفعات گردش موجودی (Inventory Turnover) یعنی در یک سال چند بار موجودی انبار کاملاً مصرف و جایگزین می‌شود. هرچه این عدد بیشتر باشد، نشانه مدیریت بهتر است (سرمایه کمتری در انبار خوابیده).

فرمول: مواد مصرف شده طی دوره / متوسط موجودی مواد

متوسط موجودی = (موجودی اول دوره + موجودی پایان دوره) / ۲

📈 مثال: موجودی اول دوره ۱۰۰,۰۰۰ واحد، موجودی پایان دوره ۲۰۰,۰۰۰ واحد، مصرف سالانه ۱۸۰,۰۰۰ واحد.
متوسط موجودی = (۱۰۰,۰۰۰+۲۰۰,۰۰۰)/۲ = ۱۵۰,۰۰۰
دفعات گردش = ۱۸۰,۰۰۰ / ۱۵۰,۰۰۰ = ۱.۲ بار در سال ← یعنی خیلی کم، موجودی کند می‌چرخد.
دوره گردش = ۳۶۰ روز / ۱.۲ = ۳۰۰ روز. یعنی هر قلم مواد به طور میانگین ۳۰۰ روز در انبار می‌ماند.

اگر گردش بالا باشد (مثلاً ۱۲ بار در سال) دوره گردش ۳۰ روز می‌شود که عالی است.



۴. طبقه‌بندی هزینه‌ها – زبان ساده

در حسابداری صنعتی، هزینه‌ها را از زوایای مختلف دسته‌بندی می‌کنیم تا بتوانیم برای تصمیم‌گیری از آن‌ها استفاده کنیم. در ادامه هر دسته را با مثال توضیح می‌دهیم.

۴-۱. طبقه‌بندی بر اساس ماهیت (طبیعی)

یعنی هر هزینه به چه چیزی مربوط است: مواد مستقیم، دستمزد مستقیم، سربار کارخانه (مواد غیرمستقیم، دستمزد غیرمستقیم، استهلاک، بیمه، اجاره و …).

🏭 مثال: در یک کارخانه مبلمان، چوب و یراق = مواد مستقیم. حقوق نجارها = دستمزد مستقیم. چسب، سمباده، روغن دستگاه، حقوق سرکارگر، برق کارخانه = سربار کارخانه.

۴-۲. طبقه‌بندی بر اساس دوره حسابداری

هزینه سرمایه‌ای: هزینه‌ای که منافع آن به چند دوره می‌رسد و به عنوان دارایی ثبت می‌شود (مثل خرید یک دستگاه تراش). این دستگاه به مرور مستهلک می‌شود.
هزینه جاری: منافع آن فقط در همان دوره است (مثل هزینه مواد مصرفی یا حقوق ماه جاری).

۴-۳. طبقه‌بندی بر اساس تغییر سطح تولید (رفتار هزینه)

  • هزینه متغیر: با افزایش تولید، کل هزینه افزایش می‌یابد اما هزینه هر واحد ثابت می‌ماند. مثال: مواد مستقیم (برای هر میز، ۲ متر چوب مصرف می‌شود، پس اگر ۱۰ میز بیشتر بسازیم، ۲۰ متر چوب بیشتر می‌خریم).
  • هزینه ثابت: در محدوده معین، کل هزینه تغییر نمی‌کند، حتی اگر تولید صفر شود. مثال: اجاره کارخانه، حقوق مدیر تولید. (اگر تولید دو برابر شود، اجاره تغییر نمی‌کند).
  • هزینه مختلط (نیمه متغیر): هم جزء ثابت و هم جزء متغیر دارد. مثال: قبض برق – بخشی برای روشنایی ثابت است و بخشی برای ماشین‌آلات که با تولید زیاد می‌شود.
⚡ مثال واقعی: شرکت کیک‌سازی، هزینه آرد متغیر است (هر کیک بیشتر، آرد بیشتر). هزینه اجاره فروشگاه ثابت است. هزینه تلفن ممکن است مختلط باشد.

۴-۴. طبقه‌بندی بر اساس ارتباط با محصول (بهای اولیه و هزینه تبدیل)

بهای اولیه (Prime Cost) = مواد مستقیم + دستمزد مستقیم. هزینه‌هایی که مستقیماً به محصول برچسب می‌خورند.
هزینه تبدیل (Conversion Cost) = دستمزد مستقیم + سربار کارخانه. این هزینه نشان می‌دهد که برای تبدیل مواد اولیه به محصول نهایی چقدر هزینه شده است.

📦 مثال: تولید یک کیف چرمی: چرم ۲۰۰,۰۰۰ ریال + دستمزد مستقیم دوخت ۵۰,۰۰۰ ریال = بهای اولیه ۲۵۰,۰۰۰. همچنین سربار (چسب، برق، استهلاک چرخ خیاطی) ۳۰,۰۰۰ ریال. هزینه تبدیل = ۵۰,۰۰۰+۳۰,۰۰۰=۸۰,۰۰۰ ریال.

۵. دوایر تولیدی و خدماتی (مراکز هزینه)

کارخانه برای مدیریت بهتر، به بخش‌هایی به نام «دایره» یا «مرکز هزینه» تقسیم می‌شود:

  • دایره تولیدی (Production Department): مستقیماً روی محصول کار می‌کند؛ مثل دایره تراش، دایره پرس، دایره مونتاژ. هزینه‌های این دوایر مستقیماً به محصول تخصیص می‌یابد.
  • دایره خدماتی (Service Department): به تولید کمک می‌کند اما مستقیماً محصول نمی‌سازد؛ مثل انبار، تعمیرات، حسابداری صنعتی، نگهبانی، رستوران کارخانه. هزینه این دوایر ابتدا جمع‌آوری و سپس بین دوایر تولیدی به روش منطقی توزیع می‌شود.
🏭 مثال: دایره «تعمیرات و نگهداری» هزینه حقوق تعمیرکاران و قطعات یدکی را ثبت می‌کند. این هزینه سربار کارخانه است و باید بین دوایر تولیدی (تراش، پرس، رنگ) بر اساس ساعات کار یا متراژ تقسیم شود.

شناخت مراکز هزینه به محاسبه دقیق بهای تمام شده هر محصول و نیز کنترل هزینه‌ها کمک می‌کند.

۶. برگ درخواست مواد و حواله انبار (گردش فیزیکی مواد)

در یک کارخانه، زمانی که یک دایره تولیدی به مواد نیاز دارد، نباید شفاهی به انبار بگوید «چند کیلو بده!» این کار باعث هرج و مرج می‌شود. به جای آن از برگ درخواست مواد (Material Requisition Form) استفاده می‌شود. این برگ یک سند کتبی است که شامل: نام مواد، کد، مقدار، واحد، نام درخواست‌کننده و تأییدکننده می‌باشد. بعد از امضا، انباردار مواد را آماده می‌کند و حواله انبار (Issue Voucher) صادر می‌کند.

حواله انبار سندی است که نشان می‌دهد مواد از انبار خارج شده و به چه شخص یا دایره‌ای تحویل شده است. یک نسخه از حواله نزد انبار، یک نسخه نزد حسابداری و یک نسخه نزد تحویل‌گیرنده می‌ماند. مبنای ثبت مصرف مواد در دفاتر، همین حواله انبار است.

📄 نمونه (برگ درخواست): واحد تولید کرم کاکائو، درخواست ۲۰۰ کیلو شکر، ۲۰ حلب روغن، ۳۰ کارتن شیرخشک و … را ثبت می‌کند. سپس انباردار حواله انبار شماره ۱۶۶۵ را صادر کرده و مواد را تحویل می‌دهد. حسابداری بر اساس حواله، سند زیر را ثبت می‌کند:

مبلغ مواد مستقیم
همان مبلغ
ثبت مصرف مواد بر اساس حواله انبار



۷. روش‌های محاسبه بهای تمام شده موجودی مواد (FIFO و میانگین موزون)

تا اینجا یاد گرفتیم چطور ورود مواد را در کاردکس ثبت کنیم. اما زمانی که مواد به تولید فرستاده می‌شوند، باید مشخص کنیم این مواد خارج شده با چه قیمتی از انبار خارج شوند. این قیمت‌گذاری تأثیر مستقیم بر بهای تمام شده محصول و سود شرکت دارد. دو روش متداول عبارتند از:

روش FIFO (اولین صادره از اولین وارده)

فرض می‌شود اولین موادی که وارد انبار شده‌اند، اولین موادی هستند که مصرف می‌شوند. یعنی مواد قدیمی زودتر خارج می‌شوند. در شرایط تورمی، این روش باعث می‌شود بهای مصرف شده کمتر از قیمت روز باشد و سود بیشتری نشان دهد.

مثال گام به گام FIFO:
موجودی اول: ۳۰۰ کیلو @ ۲۰,۰۰۰ ریال
خرید اول: ۲۰۰ کیلو @ ۲۲,۰۰۰ ریال
مصرف: ۴۰۰ کیلو
طبق FIFO: ابتدا ۳۰۰ کیلو از موجودی اول (۳۰۰×۲۰,۰۰۰=۶,۰۰۰,۰۰۰) و سپس ۱۰۰ کیلو از خرید اول (۱۰۰×۲۲,۰۰۰=۲,۲۰۰,۰۰۰) خارج می‌شود. بهای مصرف شده = ۸,۲۰۰,۰۰۰ ریال. موجودی باقیمانده = ۱۰۰ کیلو @ ۲۲,۰۰۰ = ۲,۲۰۰,۰۰۰ ریال.

روش میانگین موزون متحرک (Moving Weighted Average)

در این روش، پس از هر خرید، یک نرخ میانگین جدید محاسبه می‌شود: (ارزش موجودی قبل + ارزش خرید جدید) / (تعداد موجودی قبل + تعداد خرید جدید). سپس هر خروج تا خرید بعدی با همان نرخ میانگین قیمت‌گذاری می‌شود. این روش نوسانات قیمت را هموار می‌کند.

مثال میانگین موزون:
موجودی اول: ۱۰۰ کیلو @ ۲۰,۰۰۰ (ارزش ۲,۰۰۰,۰۰۰)
خرید اول: ۲۰۰ کیلو @ ۲۲,۰۰۰ (ارزش ۴,۴۰۰,۰۰۰)
نرخ میانگین جدید = (۲,۰۰۰,۰۰۰+۴,۴۰۰,۰۰۰) / ۳۰۰ = ۲۱,۳۳۳ ریال
مصرف ۱۵۰ کیلو → بهای مصرف = ۱۵۰ × ۲۱,۳۳۳ = ۳,۲۰۰,۰۰۰ ریال
موجودی پس از مصرف = ۱۵۰ کیلو @ ۲۱,۳۳۳ (ارزش ۳,۲۰۰,۰۰۰)
خرید دوم: ۱۰۰ کیلو @ ۲۴,۰۰۰ (ارزش ۲,۴۰۰,۰۰۰)
نرخ جدید = (۳,۲۰۰,۰۰۰+۲,۴۰۰,۰۰۰) / ۲۵۰ = ۲۲,۴۰۰ ریال.
و الی آخر…

نکته استاندارد: بر اساس استاندارد حسابداری شماره ۸، روش LIFO مجاز نیست. شما می‌توانید از FIFO، میانگین موزون یا شناسایی ویژه (فقط برای اقلام یکتا و گران) استفاده کنید.

۸. خلاصه و خودارزیابی (با تمرین)

در این فصل یاد گرفتیم:

  • ✅ کاردکس ریالی چطور ثبت می‌شود و با دفتر معین و حساب کنترل چه رابطه‌ای دارد.
  • ✅ حد تجدید سفارش، حداقل و حداکثر موجودی، EOQ را محاسبه کنیم.
  • ✅ گردش موجودی و دوره گردش را به دست آوریم.
  • ✅ هزینه‌ها را از نظر رفتاری و ارتباط با محصول طبقه‌بندی کنیم.
  • ✅ دوایر تولیدی و خدماتی را بشناسیم.
  • ✅ برگ درخواست مواد و حواله انبار را به کار ببریم.
  • ✅ مواد مصرفی را با روش FIFO و میانگین موزون قیمت‌گذاری کنیم.
📝 تمرین نهایی (خود را بیازمایید):
شرکت پاکل اطلاعات زیر را دارد:
موجودی اول مواد «ب» = ۸۰,۰۰۰ واحد
موجودی پایان دوره = ۲۰,۰۰۰ واحد
مصرف طی دوره = ۱۵۰,۰۰۰ واحد
الف) دفعات گردش و دوره گردش را محاسبه کنید.
ب) اگر حداکثر مصرف روزانه ۴۰۰ کیلو و حداکثر مدت وصول ۳۰ روز باشد، حد تجدید سفارش چقدر است؟
ج) موجودی اول ۳۰۰ کیلو @ ۱۸,۰۰۰ و خرید ۲۰۰ کیلو @ ۲۰,۰۰۰. در صورت مصرف ۴۰۰ کیلو به روش FIFO، بهای مصرف و مانده موجودی را محاسبه کنید.
پاسخ:
الف) متوسط موجودی = (۸۰,۰۰۰+۲۰,۰۰۰)/۲ = ۵۰,۰۰۰. دفعات گردش = ۱۵۰,۰۰۰/۵۰,۰۰۰ = ۳ بار. دوره گردش = ۳۶۰/۳ = ۱۲۰ روز.
ب) حد تجدید سفارش = ۴۰۰×۳۰ = ۱۲,۰۰۰ کیلو.
ج) مصرف = ۳۰۰×۱۸,۰۰۰ + ۱۰۰×۲۰,۰۰۰ = ۵,۴۰۰,۰۰۰ + ۲,۰۰۰,۰۰۰ = ۷,۴۰۰,۰۰۰ ریال. مانده = ۱۰۰ کیلو @ ۲۰,۰۰۰ = ۲,۰۰۰,۰۰۰ ریال.

اگر توانستید این تمرین را حل کنید، یعنی به مفاهیم این فصل مسلط شده‌اید. در غیر این صورت، دوباره بخش‌های مربوطه را بخوانید.


فلش‌کارت‌های مرور سریع

روی هر کارت کلیک کنید → پاسخ پشت کارت نمایش داده می‌شود

مطابق با استاندارد حسابداری شماره ۸ (موجودی مواد و کالا)



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب